|
چه امید بندم در این زندگانی که در نا امیدی سر آمد جوانی سر آمد جوانی و ما را نیامد پیام وفایی از این زندگانی بنالم ز محنت همه روز تا شب بگیرم ز حسرت همه شام تا روز شنیدم سخن ز مهرو وفا لیک ندیدم نشانی ز مهرو وفایی چو کس با زبان من آشنا نیست چو بهتر از شکوه خاموش باشم چو یاری مرا نیست همدرد بهتر که یاد یاران فراموش باشم
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/01/19 0:47 AM توسط کوروش کبیر |
تو رفته ای که عشق من از سر به در کنی من ماندم که عشق تو را تاج سر کنم اینم یه جورشه + نوشته شده در یکشنبه 1387/01/18 2:45 AM توسط کوروش کبیر |
آنگاه که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از خودکشی گل سرخ نداشت چه گل سرخ باشی چه شقایق زندگی اجباریست + نوشته شده در یکشنبه 1387/01/18 2:28 AM توسط کوروش کبیر |
و این است پول نفت در سفره های خانه شماااااااااااااااااااااااااااااااااااا بیا که جهان منتظر توست تا از این خفت در آید + نوشته شده در یکشنبه 1387/01/18 2:12 AM توسط کوروش کبیر |
|
| ||||||